محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
74
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
كرد ؛ با آنكه با دانش پيامبرى به خوبى مىدانست ، آنچه را خدا بخواهد ، مىشود و كسى نمىتواند از سرنوشت خدا خواسته ، بگريزد . گرچه بيشتر مردم اين را نمىدانند . پس بايد آنچه كه يعقوب بر پسران مىترسيده است ، همان چشم زخم حسودان باشد ، « 1 » يا آنكه بگوييم وى از حسادت پادشاه بر زيادى شمار آنان و جوانمردىشان مىترسيد و يا بيم آن داشت كه راهزنان در پى ايشان برآيند ؛ به هر تقدير [ اين مسايل ] چيزى به موضوع اصلى داستان نمىافزايد . « 2 » بارى ، برادران همراه بنيامين نزد يوسف بازگشتند و يوسف همين كه بنيامين را ديد خداى را با سجده سپاس گزارد كه بنيامين هنوز زنده است و اينك نزد اوست و از شرّ دشمنان ( - برادران ) ، يعنى هم آنان كه پيش از اين برادرشان را راندند ، ايمن مانده است . اينجا بود كه عواطف يوسف برانگيخته گشت و خاطرات آزار برادران در ذهنش زنده شد ، رو به بنيامين كرد و گفت : « بر آنچه كردهاند اندوه مخور كه من همان برادرت هستم » . « 3 » و به زودى بىآنكه آنان دريابند ، تدبيرى مىانديشم كه تو نزد من بمانى و آنان بازگردند . از اين روى بود كه : « چون ساز و برگ آنان را آماده ساخت ، پيمانهء شاه را در باروبنهء بنيامين نهاد [ و چون آنان راهى كنعان شدند ، ناگاه ] بانگ زنندهاى ، بانگ درداد كه اى كاروانيان ! شما دزديد . برادران رو به آنان كردند و گفتند : چه چيزى گم كردهايد ؟ گفتند : پيمانهء پادشاه را گم كردهايم و هر كه آن را بياورد ، شتربارى [ توشه ، پاداش ] مىبرد ، و من اين پاداش را پذيرا و ضامنم . گفتند : به خدا سوگند ، كه خود مىدانيد . « 4 » ما نيامدهايم تا در سرزمين شما فتنه و فساد كنيم و ما دزد نيستيم .
--> ( 1 ) . دربارهء چشمزخم و اثرگذارىها و آسيبرسانىهايش از پيامبر ( ص ) گزارش شده كه « العين حق » ( - آسيب رسانى چشم زخم راست است ) و « چشم زخم آدمى را به گور و شتر را به ديگ مىافكند » . خود او نيز براى حسن و حسين ( ع ) ، دعاى چشم زخم مىخواند و مىگفت شما را از هر آسيبى و چشم زخمى به كلمات تامّهء خدا مىسپارم ؛ و همچنين آن حضرت ، به روايت بخارى چنين مىفرمود كه نيابتان ابراهيم نيز با اسماعيل و اسحاق چنين مىكرد . و نيز در دعا مىفرمود : « اعوذ بكلمات اللّه التّامه من كل شيطان و هامّة و من كل عين لامّة » ( - به كلمات كارساز خدا پناه مىبرم از هر شيطانى و هر آفتى و هر چشم زخمى » . ( 2 ) . فى ظلال القرآن ، 4 / 2018 ؛ صفوة التفاسير ، 2 / 59 ؛ تفسير نسفى ، 2 / 230 ؛ تفسير ابى سعود ، 4 / 292 ؛ مختصر تفسير ابن كثير ، 2 / 256 . ( 3 ) . « إِنِّي أَنَا أَخُوكَ ، فَلا تَبْتَئِسْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ » ( سورهء يوسف ، آيهء 69 ) ( 4 ) . بيضاوى گفته است از اين روى برادران دانش و آگاهى آنان را بر بىگناهى خود گواه گرفتند كه آنان از پيش ، امانتدارى آنان را شناخته بودند . هم از كالاهايى كه آورده بودند و بدانان بازگردانده شد و هم از اين كه دهان چارپايان خود را با دهان بندهايى بسته بودند تا كشت و كار و خوراكىهاى كسى را نخورند . ( تفسير بيضاوى ، 2 / 267 ) .